تبليغاتX
پسر و دختر

پسر و دختر

سلام...

امروز میخوام یکم راجع به وضعیت دخترها و پسرها در کشور حرف بزنم...

من تا جایی که یادم میاد هر وقت میگفتیم دختر و پسر میگفتن هیسس. حرف نزن... به قولی دختر با دختر ..پسر با پسر!!! دلیلشم نمیگفتن به ما...

بزرگتر که شدیم دیدیم بله... این بدبختا یه چیزایی میدونستن که چنینی حرفایی میزدن! ولی خوب ما که اونموقع به قول معروف شوت شوت بودیم... باز چرا از این برنامه ها بود؟ خوب دلیلی پیدا نمیکنیم...

حالا گفتیم باشه..همه کارای شما درست... میخوام ببینیم رعایت کردن این نکات ایمنی به کجا انجامید! کارنامه اعمال رو میگیرم دستمون و نیم نگاهی بهش میندازیم:

به به  چه نتایج درخشانی... دختران فراری... اکس پارتی های شبانه... زنان خیابانی... مزحمتهای خیابانی برای زنان و دختران... تجاوزهای وحشیانه به دختران جوان و البته برگزاری انواع و اقسام مراسم عزاداری و سینه زنی حتی در روز میلاد امامان... و انواع و اقسام حاج آقا بازی...

نمیخوام دیگه درباره جامعه الان توضیح بدم! چون به اندازه ی کافی همتون میدونید که چه خبره... میخوام ببینم کجای کارمون اشتباه بود!

شاید بگید که بابا بیخیال! گیر الکی دادیا... همه جای جهان همینطوره! خوب من از شما میپرسم کجای جهان؟ آمریکا؟ اروپا؟ کجا؟

نکنه فکر کردید که همه تو آمریکا تو خیابونا لخت راه میرن و اینقده فساد زیاده که نمیشه تصور کرد؟ یا شاید فکر میکنید خیلی خوش به حال اروپاییاست که مثلا لب ساحلشون خانم ها مثلا با بیکینی جلوی مردا راه میرن؟؟؟

اگه اینطوری فکر کردین روم به دیوار، گلاب به روتون خیلی احمق تشریف دارین!

میدونید چی میخوام بگم... میخوام بگم که محدودیت نه تنها مانع از انجام دادن کاری نمیشه! بلکه ملت بر انجام دادن اون کار تحریک میکنه! هر چند ممکنه در کوتاه مدت نتیجه بده ولی در دراز مدت صد در صد نتیجه عکس میده...

همونطوریکه محدودیت باعث شده که جوان های ما عقده جنس مخالف بیرن! یعنی چی؟ یعنی تا یک دختر تو خیابون میبینن که مثلا مانتوش تنگه سریع تحریک میشن! این در حالیه که مثلا اگه یک پسر هم سن شما تو اروپا یک زن لخت رو هم ببینه به اندازه شما تحریک نمیشه! چون این منظره ها براش آشناست و به قولی ظرفیتش رفته بالا.... وقتی که تحریک نشه به قول آخونا فکر بدی هم نمیکنه و در نتیجه گناهی مرتکب نمیشه! همون چیزی که فلسفه حجاب از اون به وجود اومده...

از همه بدتر دید بسیار بدیست که نسبت به دخترها از طرف مردم عامی جامعه وجود داره! اونا فکر میکنن عامل فساد در جامعه دختران هستند... سرشون رو مثل اون حیوونه که الان یادم نیست بردن تو خاک و  چشماشون رو مثل عقاب باز نمیکنن... هر چند این دید فقط دید مردن عادی نیست بلکه دید روحانیون چشم و گوش بسته کشور هم هست... آخوندایی که از طرفی چنین حرفی میزنن و از طرفی اگه دستت رو بزاری تو جیب یکیشون ۷ یا ۸ تا زن پیدا میکنی...

با این وضعیت جامعه و محدودیت ها و از طرفی آماری که بهتون گفتم و از طرف دیگه این دید منفی که نسبت به دختران وجود داره فقط به یک نتیجه میرسیم که جامعه ما مبتلا به بیماری سرطان مرد گرایی شده! جامعه ای که مردان رو برتر از زنان میدونه( و حتی در قانون هم مردان برتر از زنانند) و زنان رو تنها عاملی برای ارضای نیازهای جنسی خود و بچه دار شدن میدونن!

البته هستند مردم زیادی که چنین دیدی ندارن ولی نظر غالب در جامعه همینه که گفتم...

مایی که داریم این مطالب رو میخونیم که اینطوری فکر نمیکنیم...نه؟

ما اینطور فکر میکنیم که دخترا کاملا با پسرا برابرند و حتی به نطر من از بسیاری از جهات بالاترن...

دخترا روحیه ای بسیار لطیف و حساس دارن! مظهر زیبایی هستند! مظهر وفاداری هستند! احساسات بسیار زیبایی دارن! فوق العاده مهربانند! در حقیقت باید بگم که دخترا کاملا نمونه یک انسان کامل هستند...

حالا پسرا لطفا حسودی نکنن...همه میدونن که دخترا این ویژگیها رو دارن... حالا این خصوصیات رو برعکس کنید میشه مال پسرا!!!! شوخی کردم پسرا هم آدمای مهربون و خوبی هستند ولی اگر در شرایط نرمال زندگی کنند... در حالیکه شرایط جامعه ما الان کاملا غیر عادیه...

ضمنا این رو بگم که من در این وبلاگ تساوی رو بین دختر و پسر کاملا رعیات میکنم و چون دختران حساس ترن و شرایط جامعه به ضرر اوناست من کفه ترازو رو یکم در طرف دختر سنگین تر میکنم...

من تو این وبلاگ سعی میکنم به شمایی که داری تو این جامعه زندگی میکنی و به لطف خانواده ای که داشتی الان آدم نرمالی به حساب میای و به قول بچ ها آدم با ظرفیتی هستی و مثل ندید بدیدا راه نمیفتی تو خیابون مزاحم دخترای مردم بشی کمک کنم تا با جنس مخالفت که همین ویژگیها رو داره دوست بشی!یک دوستی کاملا سالم و سرشار از خوبی، محبت، و ...عشق...

هر چی که من تو این وبلاگ میگم فقط به درد همین نوع دوستی میخوره و اون آدمای غیر نرمالی که فقط و فقط به دنبال سکس هستند لطفا نخونن این مطالب رو چون به دردشون نمیخوره... اون آدمای نرمالی هم که الان فکر کردن میخوام آخوند بازی در بیارم اشتباه نکنن همونطوری که قبلا هم گفتم از x و y نرمال هم خواهیم گفت...

مطلب امروز رو برای این گذاشتم که قالب فکری خودم و شما رو برای مطالب آینده آماده کنم...

تا بعد.. بدرود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 19:49  توسط سینا  | 

سلام دوستان.

نمیدونم قبلا اینجا رو دیده بودید یا نه ولی اینجا قبلا خبرایی بود. یه وبلاگ بود به نام بهترین روشهای دوست یابی که خوب کم و بیش یه مطالب به در بخوری هم توش پیدا میشد. راستش رو بخواین من برای او مطالب خیلی زحمت کشیدم، هر چند نمیشه گفت کامل بودن ولی همین بس که چند تا وبلاگ دیگه اون مطالب رو کپی میکردن... حالا اسمشون رو نمیبرم.

دیگه فکر نمیکنم به شکل وبلاگ قبلیه مطلب بنویسم ولی سعی میکنم یه مطلبی در رابطه با روابط دختر ها و پسرها بنویسم که به دردتون بخوره... البته این به درد خوردن کلی میشه ازش برداشت کرد ولی شما برداشت خوب بکنید لطفا..

هدف من از این وبلاگ تغییر نگرش به روابط پسرها و دخترهاست و امیدوارم که شما بتونید این روابط رو درک کنید و مثل عده ای نباشید که در وبلاگ قبلی با حرفهای رکیک شخصیت خودشون رو نشون میدادن.

کشور ما نمونه بارزیست از ناهنجاریهایی که بر اثر فشار و محدودیت به وجود اومده... آمار فاجعه بار دختران فراری، گسترش و شیوع ایدز، افزایش فساد اجتماعی و همه اینها عواملیست که بر اثر محدودیت ایجاد شده... مسئولین کشور هم که همچنان بر موضع خود مبنی بر افزایش محدودیت تاکید دارن. به نظر من مسئولین ما مانند افرادی هستند که در یک باتلاق گیر افتادن و در حال دست و پا زدن هستند و بر اثر همین دست و پا زدن داارن تو باتلاق فرو میرن...در حالیکه اگر آروم بودن از این بیشتر فرو نمیرفتن...و حالا هم هر چی به اونا میگی دیگه دست و پا نزن به حرف شما توجه نمیکنن و خیال میکنن که با دست و پا زدن ممکنه نجات پیدا کنن...

البته الان برداشتن محدودیت ها به صورت کامل کار درستی نیست... مثل این میمونه شما یک فنری رو اروم فشار بدین و بعد بخویا یک دفعه ولش کنید...خوب طبیعتا فنر با شدت باز میشه و ممکنه خطراتی رو در پی داشته باشه... همونطوریکه الان جوونای ما و بیشتر نوجوانان به هبچ عنوان شخصیت درستی ندارند و اکثرشون دارای انحرافات جنسی و اخلاقی هستند که این انحرافات باید آرام آرام از بین بره...

خوب دیگه فکر کنم نوشته هام تو مایه های همین چیزایی که الان گفتم باشه... البته مطالب ما اینقدر خشک نخواهد بود و به قول استاد تنظیممون ما برای شما از x و y هم حرف خواهیم زد...

تا بعد...بدرود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 14:33  توسط سینا  | 

فعالیت مجدد این وبلاگ...

به زودی...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:47  توسط سینا  | 

پایان کار وبلاگ

از اونجایی که من دیدم همه ملت دارن از وبلاگ من سوء استفاده میکنن و اونایی که خوب هستند احتیاجی به راهنمایی ندارن، من کلیه مطالب این وبلاگ رو پاک کردم و وبلاگ به طور کلی حذف شد و دوباره ساخته شد... چون ملت ظرفیت بعضی چیزا رو ندارن...خوش باشید دوستان...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 0:41  توسط سینا  |